سلام
...من خودم و خیلی روسیاه تر از اونی میدونم که عزیزان اینقدر محبت میفرمایند.اما ایندفعه نوشتنم با همممممه دفعات فرق میکنه....این دفعه دنبال دلم دارم میرم....ایندفعه خاطره عقب موندنمه....ایندفعه راز جاموندنه....شاید از هرکدوم از رزمندگان جنگ بپرسید که چرا شهید نشدید؟(که البته نمیشه پرسید.خیلی جرات میخواد) علتش رو بیان نکنه! البته اگه علتشو بدونه.ولی من علتشو نمیدونم....اما..... بریم ببینیم چی میشه...یاعلی مدد
داشتم توی کمد کتابخونه میگشتم...رفتم اون زیرمیرا و چشمم افتاد به یه دفتر خاطرات...دفتری که هر از چند شبی دیوونه بازی هامو توی اون نگارش میکردم.(که همین هم یادگار سخنان گهر بار مادرم(اعلی الله مقامه) است).
از میون اون همه سر رسید سال های مختلف دستم رفت روی سررسید سال 1387 ... (اصلا توی این عالما نبودم) ورق زدم.
حالا از روز اول هرچی نوشتم_صادقانه_ حتی بدون ویرایش مینویسم...اون سال توی فروردین باخانواده رفتیم راهیان نور.لذا خیلی حال و هوای خوبی داشتم.در سن 21 سالگی بودم سال 87.
***********************************
87/1/7
بسم رب الشهداء والصدیقین
احساسی از درون مرا ندا میدهد که انشاالله این دفتر تمام نشده شهید میشوم.(!) انشاالله
البته امیدوارم که اول حسابهایم را صاف کنم،حق الناس ها و حق الله هایم را بپردازم و سپس نزد دوستان و رفقایم بروم...
خدایا ! درون مرا قلب مرا دل مرا صاف کن.
خدایا! دلم و قلبم مریض است.مرا شفا عنایت کن.
خدایا! هواهای نفسانی را از سرم بردار و کمک کن تا از بندهای شیطان نجات یابم.
خداوندا! توفیق زیارت حرم ائمه اطهار به ما عنایت بفرما.
خدایا مرا یک لحظه از شهدا جدا مکن.
خدایا در امتحاناتی که از ما میگیری مارا یاری کن تا در مقابل شیطان مقاومت کنیم. آمین
خادم الشهداء...رهگذر...امضاء
*********************************
87/1/14
بسم رب الشهداء
من اینک برای آخرین بار _انشاالله_تصمیم خود را گرفته ام. من باید آدم شوم. باید در مسیر خدا قدم بگذارم.
چندی است که از وادی انسانیت به دور بوده ام واز این حیث نیز سخت رنجور بودم.
ازخدا میخواهم که مرا یاری کند.
من که دیگر در پیشگاه شهیدان بی آبرو و شرمسارم.اما دست از سر آنها بر نمیدارم.کار کردن برای شهدا و در مسیر شهدا برای من لذت بخش است.به هر بهانه ای که باشد.
یا غفار الذنوب و یا ستارالعیوب.
رهگذر......امضاء
******************************************
87/1/18
بسم رب الشهداء
وتو ای انسان وقتی که پاک میشوی چقدر پاک و زیبا میشوی..
آن موقع است که مقام خلیفه اللهی را میفهمی و خودرا به خدا و اهلبیت(ع) نزدیک میبینی.
خداوندا!ساعاتی پس از عهدنامه پیرو عادات بد و رذایل اخلاقی قبلی چند مورد تخطی از مفاد قرار داد داشتم که امیدوارم به عظمتت آنها را نادیده بگیری.
از امشب سعی میکنم گناه نکنم و کمک و مدد شما لازم است.
کمک کن تا آینده روشنی داشته باشم.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
رهگذر.....امضاء
**************************************
87/1/23
بسم رب الشهداء
السلام علیک اولیا الله
ما را دریابید...ای شهــــدا...
آیا وصال نزدیک است؟!.....آیا امشب میتواند شب آخرم باشد؟!
آیا منو این کوله باری که پر از ناسپاسی است...میتوان پرواز کرد؟!...
من از چند لحظه دیگر خود خبر ندارم اما هر لحظه ندای از درون مرا آرامش می بخشد.
خدایا! باید شهید شد... و باید رفت.... اما زود یا دیر.....
باید از خدا بخواهم که سرنوشتی جز شهادت برای من رقم نزند چون درغیر اینصورت جهنمی میشوم...
خداکند قسمت ماهم بشود...انشاالله
رهگذر....امضاء
***********************************
87/1/24
..........ساعت 21 و چند دقیقه ....
بی تو ای صاحب الزمان بی قرارم هر زمان....
(انفجار حسینیه سیدالشهداء کانون رهپویان وصال شیراز)
.......................................................................
........................................................................
محمد مهدوی؟ پَر...
محمدجواد یاقوت؟ پَر...
حسن خدامرادی؟.......بیمارستان...
ذبیح شیروانی؟..........بیمارستان....
من؟................ دم درب حسینیه......
******************************************
87/1/24
بسم رب الشهداء والصدیقین
بازمانده ام............
رهگذر.....امضاء
*******************************************
87/1/28
بسم رب الشهداء
اکنون بر سر مزار دوستانم نشسته ام...
کسانی که تا 8 روز قبل درکنار هم بودیم....
خدایا! یه جور دیگه هم میتونستی به من بفهمونی که....بچه تو کجا و این حرفا کجا؟
توقع نداشتم بد بودنم رو انقدر فاحش
بهم نشون بدی...درحدی که 14 نفر از دوستام
شهید بشن و من...همچنان...در قفس...
با خودم قهرم.
رهگذر........امضاء
از آن روز تاکنون دیگر ننوشتم...........................
+ 24 فروردین سالگرد شهادت جمعی از اعضای کانون فرهنگی رهپویان وصال در حادثه بمب گذاری منافقین در سال 1387 را گرامی میداریم.
+راستی حجت الاسلام انجوی نژاد هم اعلام فرمودند که فعلا به مدت یکسال(به احتمال زیاد)وبلاگشون تعطیله.